تبليغاتX
فرصتی برای نوشتن...

این بار میخوام در مورد ادبیات بنویسم. متاسفانه هیچ وقت خیلی اهل داستانخوانی نبودم. البته تا حد خوندن کتابهای صادق هدایت، آل احمد، جمالزاده، بزرگ علوی، صادق چوبک و چند نفر دیگه تا حد کمی با ادبیات معاصر ایران آشنایی دارم. اسم کتاب سمفونی مردگان رو احتمالاً زیاد شنیدید. داستانی از نویسنده معاصر عباس معروفی. سمفونی مردگان نزد دوستداران ادبیات بسیار ستایش شده و حتی به اعتقاد بعضی، در کنار آثاری مثل بوف کور، جزو بهترین داستانهای ادبیات معاصر ایرانه. شخصاً به جز این کتاب، بقیه آثار این نویسنده رو نخوندم (به استثنای چند داستان کوتاه)، ولی اون طوری که از نظرات دیگران برمیاد، سمفونی مردگان خیلی از آثار دیگه معروفی بالاتره و شاید همین عامل باعث شده که تا به حال سراغ بقیه آثارش نرم.

 

به هر حال از نظر من به عنوان یک خواننده معمولی، این رمان واقعاً شاهکاره و کمتر اثری به اندازه اون تونسته منو مجذوب خودش کنه. اگه تا به حال سمفونی مردگان رو نخوندید و حتی اگه اصلاً اهل داستان نیستید، خوندن اون رو تجربه کنید و مطمئن باشید که پشیمون نخواهید شد.

 

قصد ندارم به خلاصه داستان بپردازم، چون با نوشتن در چند سطر حق مطلب ادا نمیشه و البته جذابیت اون برای کسانی که نخوندنش کم میشه. داستان در مورد زندگی یه خانواده در اردبیل در حدود سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۵هست؛ داستان زندگی جابر اورخانی تاجر خشکبار و زنش با سه پسر (یوسف، آیدین و اورهان) و دخترشان آیدا. داستان نشون میده که چطور جهل و تعصب پدر و به دنبال اون حسادت اورهان به آیدین زندگی خانواده رو به تباهی می کشونه.


 


همونطور که معروفی رمان رو سمفونی مردگان نام گذاشته، بخشهای کتاب هم مثل سمفونی یه صورت موومان نامگذاری شدند. موومان اول با اورهان شروع میشه که به دنبال برادر دیوانه خودش آیدین هست. در این موومان کلاً خواننده گیج میشه و نمی تونه به طور دقیق ارتباطات رو تشخیص بده و همین باعث اشتیاق او به خوندن بقیه داستان میشه. در موومان دوم داستان از دید سوم شخص روایت میشه و بیشتر ماجرا برای خواننده مشخص میشه. موومان سوم که میشه گفت نقطه اوج داستانه، از دیدگاه روح همسر آیدین نقل میشه و در آخرش خواننده متوجه میشه که او مرده. موومان چهارم از زاویه دید آیدین هست و در حقیقت هذیانهای یک دیوانه. و دوباره در آخر به موومان اول بر می گردیم و به اورهان که در جستجوی آیدینه، اینجا دیگه مشخص شده که پدر و مادر مردند و آیدا هم خود سوزی کرده و برادر بزرگتر یوسف که در کودکی فلج شده بود رو اورهان کشته و آیدین رو هم او مسموم و دیوانه کرده و حالا در پی پیدا کردن و کشتننشه و سرانجام کابوس زشتی اعمال گذشته اورهان او رو تا وضعیتی پیش میبره که خودش در میان برفها یخ میزنه. قبل از شروع داستان آیه ای از قرآن در مورد برادرکشی قابیل آورده شده و در جایی خوندم که معروفی اون رو اورتور سمفونیش قلمداد کرده.

 

به نظر من سمفونی مردگان از سه جنبه دارای ارزش هست، اول به لحاظ داستان، دوم شیوه روایت و سوم نشون دادن واقعیتهای جامعه سنتی ایرانی و همینطور پلیدیهای نهفته در نهاد بشر. داستان به لحاظ داستان صرف هم جذاب هست ولی اون چیزی که بیشتر از اون اثر رو برجسته کرده، شیوه روایت نویسنده است. علاوه بر موومان بندی ویژه که در بالا اشاره شد، قلم معروفی بسیار روان و جذاب و حتی میشه گفت جادوییه. یکی از نکات جالب تغییر دادن ناگهانی روایت از سوم شخص به اول شخص و برعکسه که تقریباً در همه جای داستان به همین شکله؛ سوم شخص که میشه گفت راوی بی طرفه و اول شخص که وقایع رو از دیدگاه خودش نقل میکنه. در مورد محتوا هم که کمابیش اشاره شد؛ تعصب، جهل، خرافه پرستی، خودخواهی، کینه، حسادت و ... به بهترین صورت ممکن نشون داده میشه. چقدر اسم رمان خوب انتخاب شده و چقدر فضای سرد و برف گرفته اردبیل و صدای دائم کلاغها برای روایت داستان مناسبه.

 

باز هم میگم، این کتاب رو حتماً بخونید...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:22  توسط محمد  | 

این یک تست روانشناسیه. البته مقداری قدیمیه و احتمال داره قبلاً اون رو دیده باشید، ولی به هر حال گفتنش جالبه.

 

داستان در مورد دختریه که در مراسم خاکسپاری مادرش، مردی رو می بینه که قبلاً هرگز ندیده بوده. مرد در نظر دختر فوق العاده به نظر میاد و دختر فکر می کنه که او مرد آرزوهاش خواهد بود. او عاشق مرد میشه، بدون اینکه حتی باهاش صحبت کنه. بعد از مراسم، دختر مرد رو هرگز نمی بینه.

چند روز بعد خواهر دختر کشته میشه.

 

 

آیا شما می تونید بگید که قاتل کیه و انگیزه احتمالیش چی بوده؟

 

لطفاً کمی فکر کنید...

 

 

پاسخ:

 

قاتل همون دختره و انگیزه اش از قتل اینه که احتمال داره دوباره اون مرد رو در مراسم خاکسپاری خواهرش ملاقات کنه.

 

خیلی ساده بود، نه؟!

 

 

اگر جواب درستی ندادید، خوشحال باشید، شما شخص نرمالی هستید!

 

و اما اگر درست جواب دادید، احتمالاً شما انسان خطرناکی هستید!

یکی از روانشناسان آمریکایی این تست رو برای تشخیص اینکه فرد از نظر روانی پتانسیل قاتل بودن رو داره یا نه به کار می برده. جالبه بدونید که اکثر قاتلان سریالی دستگیر شده، تست رو درست جواب دادند!

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 12:5  توسط محمد  |