تبليغاتX
فرصتی برای نوشتن...
با نزدیک شدن به نوروز و آغاز بهار، بد نیست که از چند قطعه موسیقی ایرانی مرتبط با بهار یادی کرده باشیم. سال گذشته در مورد تصنیف بهار دلکش در اینجا نوشتم و اما امسال:

1- آمد نوبهار
تصنیفی قدیمی ساخته شده در دهه بیست با آهنگی از مهدی خالدی، شعری از اسماعیل نواب صفا و صدای دلکش در دستگاه همایون (مایه بیات اصفهان). این آهنگ سالها موقع تحویل سال از رادیو پخش میشده.

دانلود آمد نوبهار

2- بهار دلنشین
از مشهورترین تصنیفهای ایرانی، ساخته شده در اواخر دهه سی، با آهنگی جاودانه از روح الله خالقی، شعری از بیژن ترقی و صدای بنان در بیات اصفهان.


3- باد بهاری
تصنیفی ساخته شده در دهه سی، با آهنگی از پرویز یاحقی، شعر بیژن ترقی و صدای داریوش رفیعی که فکر کنم باز هم در بیات اصفهان باشه.

دانلود باد بهاری

4- بوی باران
تصنیف مشهور بوی باران ساخته شده در سال 1378، با آهنگی از حسین یوسف زمانی، شعر زیبای فریدون مشیری و صدای محمدرضا شجریان در دستگاه چهارگاه.

دانلود بوی باران

5- کودکانه
ترانه ای زیبا با آهنگی از اسفندیار منفردزاده، شعری از شهیار قنبری و صدای فرهاد مهراد که اوایل دهه پنجاه ساخته شده و به نظر من یکی از زیباترین آثار موسیقی پاپ ایرانیه.

دانلود کودکانه


پی نوشت:
سال خوبی داشته باشید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 1:10  توسط محمد  | 

چند روزیه که دارم رمان “The Catcher in the Rye” رو به زبان اصلی می‌خونم. البته ترجمه کتاب یعنی "ناتور دشت" رو که خیلی هم در ایران معروفه، سالها پیش خوندم. باید بگم که با این وجود، خوندن مجدد داستان همچنان لذت بخشه و البته علاوه بر جذابیتهایی که قبلاً برام داشت، جذابیت شیوه نگارش (متن اصلی) رو هم باید اضافه کنم. 

رمان “The Catcher in the Rye” یا در فارسی "ناتور دشت" مشهورترین اثر نویسنده آمریکایی "جی دی سلینجر"  (J.D. Salinger) ، در سال 1951 منتشر شد. این رمان که اولین کتاب نویسنده هم است، یکی از مشهورترین و پرفروش‌ترین رمانهای قرن بیستم به حساب میاد و تقریباً به همه زبانهای مهم دنیا ترجمه شده.

سلینجر که بیشک یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستمه، الان در آستانه نود سالگی به سر میبره. او شخصیتی بسیار گوشه گیر داشته و داره و الان هم سالهاست که کسی آن‌چنان خبری ازش نداره. او نویسنده کم کاریه و به غیر از یک سری نوشته های پراکنده، فقط چهار کتاب منتشر کرده که اولینش همین ناتور دشته. دومین کتاب او به اسم "Nine Stories" که در سال 1953 منتشر شد، شامل نه داستان کوتاهه که نویسنده در طی چند سال قبل نوشته. البته این کتاب در ایران به اسم " دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم" که اسم (البته تغییر یافته) یکی از داستانهای کتاب هست ترجمه و چاپ شده. کتاب سوم او به اسم " Franny and Zooey" (فرانی و زویی) در سال 1961 منتشر شد. شخصاً این رمان رو نخوندم ولی ظاهراً  فیلم پری داریوش مهرجویی اقتباسی آزاد از اونه. کتاب آخر سلینجر که در سال 1963 منتشر شد، به اسم " Raise High the Roof Beam, Carpenters and Seymour: An Introduction" شامل دو داستان به همین نامهاست. از این سال به بعد، رسماً کتابی از سلینجر منتشر نشده.

                            

ناتور دشت داستان نوجوانی شانزده ساله به اسم هولدن کالفیلد هست که حالا به نظر میاد در یک آسایشگاه روانی بستری شده و داستان زندگیش رو شرح میده. او که به علت نمرات پایین از مدرسه شبانه روزیش در پنسیلوانیا اخراج شده و باید به خونه‌اش برگرده، یکی دو روز رو در نیویورک پرسه میزنه تا نامه اخراجش به دست والدینش برسه و آبها از آسیاب بیفته. کل ماجرای داستان در همین مدت اتفاق میفته. با خوندن کتاب، خواننده تصویر کاملی از جامعه آمریکا در اواسط قرن بیستم و معضلاتش رو مشاهده می‌کنه. از اون مهم تر، سلینجر به بهترین شکل ممکن روحیات خاص، یاغی‌گری، از خود بیگانگی و البته آسیب پذیری یک نوجوان در سنین حساس بعد از بلوغ رو به تصویر می‌کشه. در حقیقت خواننده کتاب، همسفر قهرمان داستان یعنی هولدن کالفیلد می‌شه، سفری از نوجوانی به جوانی، سفری که با از دست دادن معصومیت و مواجهه با واقعیتهای زندگی همراهه. یاد ترانه Logical Song افتادم که قبلاً در موردش اینجا نوشتم، که اون هم در مورد از بین رفتن دنیای آرمانی کودک و از دست رفتن معصومیت او در دنیای پر از ناراستی‌هاست.

سلینجر در ناتور دشت، شخصیتی بسیار دوست‌داشتنی از هولدن کالفیلد خلق کرده و همین تاثیرگذاری داستان رو بیشتر می‌کنه. کالفیلد شخصیتیه عجیب و کاملاً حق به جانب، که همه چیز و همه کس به نظرش نادرست و مسخره است. هولدن در اواخر داستان (خطاب به خواهر کوچکش) می‌گه که همیشه در نظرش کودکانی رو تصور می‌کنه که در مزرعه گندم (Rye) در حال بازی هستند و او در لبه پرتگاه ایستاده و  هر کسی رو که به اون سمت بیاد و بخواد سقوط کنه می‌گیره(Catcher) . البته در پایان داستان به نظر می‌رسه که همین خواهر کوچک مانع سقوط خود هولدن از پرتگاه زندگی می‌شه. در حقیقت این وجه تسمیه داستانه، The Catcher in the Rye، البته کتاب در فارسی به ناتور دشت ترجمه شده که ناتور (ناطور) به معنای نگهبانه، در حقیقت نگهبان دشت.

استفاده از این کتاب در مدارس آمریکا سالها به علت محتوای اون (گرایش نوجوان به سمت مواد مخدر، الکل و مسائل جنسی) و همین طور بی‌پروایی نویسنده در استفاده کلمات عامیانه، ممنوع و یا همراه با سانسور بود، ولی ظاهراً الان جزء سرفصل درسی مدارس آمریکا به حساب میاد.

در سال 1961 کارگردان مشهور، الیا کازان از سلینجر اجازه خواست که اقتباسی از این رمان رو بر صحنه تاتر ببره، ولی سلینجر اجازه نداد و گفت من نگرانم که هولدن به این کار راضی نباشه! البته کلاً سلینجر رابطه خوبی با سینما نداشته و این به غیر از طبیعت گوشه گیر نویسنده، علت دیگه‌ای هم داره. در حقیقت معشوقه سلینجر در جوانی او رو رها و با چارلی چاپلین ازدواج کرد! حتی در ابتدای رمان ناتور دشت هم نویسنده به طور غیر مستقیم از زبان هولدن اشاره میکنه که اگه از یک چیز بدم بیاد، اون سینماست، هرگز حرفش رو به من نزن!

ناتور دشت چه به لحاظ محتوا و چه زبان، رمانی هست که ارزش خوندن داره. ترجمه موجود در بازار از محمد نجفیه که البته ترجمه خوبی هم هست. احتمال زیادی داره که شما هم این کتاب رو خونده باشید. به هر حال من خوندنش رو توصیه میکنم. البته اگه هم مثل من امکانش رو دارید، متن اصلی رو هم بخونید که مسلماً جالبتر از ترجمه کتابه.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:59  توسط محمد  |