|
|
|
|
|
ترانه High Hopes کاری از گروه پینک فلوید است که در آلبوم Division Bell در سال 1994 منتشر شد.
گروه انگلیسی پینک فلوید (Pink Floyd) که به طور حتم یکی از بزرگترین (و شاید بزرگترین) گروههای تاریخ موسیقی راک به شمار میرود در سال 1965 - پس از ظهور موسیقی راک در اوایل دهه شصت در انگلستان که Animals ،Beatles و Rolling Stones از بنیانگذاران آن بودند - در لندن شکل گرفت.
پایه گذار اصلی گروه سید برت بود که با همکاری راجر واترز، ریچارد رایت، نیک میسن و باب کلوز گروه را تشکیل داد. سید برت با وجود استعدادهای فراوان، به علت مصرف داروهای روانگردان دچار مشکلات روحی شد و در سال 1968 گروه را ترک کرد و جای خود را به دیوید گیلمور داد. برت بیشتر عمر خود را در انزوا گذراند و در سال 2006 درگذشت. اما چهار عضو باقی مانده گروه شامل واترز (گیتار بیس)، گیلمور (گیتار)، رایت (پیانو و کیبورد) و میسن (درام) در دوران طلایی گروه، شماری از بهترین آثار تاریخ موسیقی راک را خلق کردند، آثاری که شاید بیش از هر چیز حاصل همکاری دو نابغه موسیقی یعنی واترز و گیلمور بود. در سال 1985 راجر واترز گروه را ترک کرد که علت اصلی آن اختلاف با دیوید گیلمور بود. البته بعد از واترز، گیلمور گروه را رهبری کرد و دو آلبوم دیگر منتشر کردند که آخرین آن همین Division Bell است. از آن موقع تا کنون گروه به طور پراکنده کنسرتهایی ارائه داده است. در سال 2008 ریچارد رایت نوازنده کیبورد گروه درگذشت.
ترانه High Hopes که آهنگساز، خواننده و شاعر آن دیوید گیلمور است، یکی از زیباترین و مشهور ترین ترانه های پینک فلوید به شمار میرود. شعر زیبای آن حکایت روزگار خوش جوانی است، در دنیایی پر از جاذبه ها و شگفتی ها. حکایت عمری که می گذرد و جاه طلبی های انسان که به هر روز او را بیشتر درگیر می کند و پای او را به زمین میبندد. داستان عمری است که به سر می رسد در حالی که انسان هنوز غرق در آرزوهای خود است. توصیه می کنم به معنی شعر توجه کنید و البته به تکنوازی دیوید گیلمور در آخر آهنگ که مثل کارهای دیگر او خیره کننده است. باز هم از پینک فلوید خواهم نوشت... Beyond the horizon of the place we lived when we were young * گروه آلمانی Gregorian در سال 2003 اجرایی جدیدی از این ترانه ارائه داده که شنیدنش خالی از لطف نیست. دانلود ترانه High Hopes از پینک فلوید |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 10:15 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
در موسیقی سالهای اخیر غرب، کمتر آهنگی به زیبایی “My Immortal” یا همان "جاویدانِ من" شنیده ام.
کاری از گروه آمریکاییEvanescence در سال 2003؛ آهنگی استثنایی و شعری پر مایه که صدای زیبای “Amy Lee” و همراهی مناسب پیانو آنرا تکمیل می کند.
نکته جالب در مورد Evanescence زن بودن خواننده گروه است که در این سبک موسیقی ، به ندرت دیده می شود. "جاویدانِ من"خسته ام از بودن در اینجا، وامانده ام با ترسهای کودکانه و اگر ناگزیر از رفتنی، ای کاش هم اکنون بروی که بودنت اینجا پرسه می زند و رهایم نمی کند این زخمها را امیدی به بهبودی نیست، این درد بسی سخت است و چنان است که با گذر زمان هم فراموش نخواهد شد چون گریستی، اشکهایت را پاک کردم چون فریاد زدی، ترس هایت را از میدان به در کردم و دست تو را سراسر این سالها نگهداشتم و هنوز همه هستی من از آن توست مرا شیفته خود میکردی، با درخشش روز افزونت و من اکنون در بند آن زندگیم که تو بر جای گذاشتی رخسار تو در خوابهای خوشایندم خانه کرده و آوای تو هشیاریم را به در کرده است بسیار تلاش کردم که به خود بگویم که رفته ای و گر چه هنوز با منی همیشه تنها بوده ام...
“My Immortal” I'm so tired of being here, suppressed by all my childish fears These wounds won't seem to heal, this pain is just too real I've tried so hard to tell myself that you're gone دانلود My Immortal ( تکنوازی گیتار)
*با تشکر از امین بابت پیشنهاد این آهنگ. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 1:15 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
پل آنکا (Paul Anka) آهنگساز و خواننده پاپ کانادایی، در سال 1941 از خانواده ای لبنانی الاصل در اتاوا متولد شد. او در سن 14 سالگی اولین آهنگ خودش را منتشر کرد و در 16 سالگی با آهنگ Diana که در صدر جدول فروش قرار گرفت، شهرتی جهانی یافت. او از آن زمان تا کنون همواره در بین خوانندگان محبوب پاپ قرار داشته است.
ترانه پدر یا همان Papa که در سال 1974 منتشر شد، روایتی است از خاطرات دوران کودکی. شعری که اگر چه از مفاهیم پیچیده و استعاری به دور است، اما سادگی و صداقت جملات به همراه موسیقی دلنشین و صدای زیبای آنکا، آنرا به اثری جاودانه تبدیل کرده است. یادی از روزهای کودکی و تلاشها و زحمات پدر که بی شک هر شنونده ای را تحت تاثیر قرار می دهد....
Growing up with him was easy, time just flew on by, |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 19:54 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ Nocturne کاری از گروه Secret Garden هست که در سال 1995 منتشر شد و در همون سال هم برنده جایزه Eurovision شد.
گروه Secret Garden متشکل از آهنگساز و پیانیست نروژی Rolf Lovland و ویولونیست ایرلندی Fionnuala Sherry هست. اکثر کارهای این گروه، موسیقی بدون کلام (Instrumental) هست و میشه اونها رو در ژانر New Age قرار داد. و اما در Nocturne شعری کوتاه به زبان نروژی هم خونده میشه که خواننده اون Gunnhild Tvinnereim است. موسیقی این اثر استثنایی و حالتی رویایی داره و البته بی شباهت به موسیقی شرقی هم نیست. این نکته رو هم اضافه کنم که در اصطلاح موسیقی، Nocturne به نوعی قطعه (معمولاً خیال انگیز) گفته میشه که با الهام از شب ساخته بشه. در تاریخ موسیقی کلاسیک اکثر نکتورنها در قرن نوزدهم ساخته شده که متناسب با حال و هوای دوره رمانتیک هم هست و شاید شوپن سازنده معروفترین اونها باشه. حتماً شما هم قبول می کنید که Nocturne گروه Secret Garden یه شاهکاره. متن ترانه (نروژی): Sin hvile na Og natten vil vake for den Nocturne Selv morket ma En gang forga Sa natten kan fode en dag ترجمه انگلیسی: Now let the day Just slip away So the dark night may watch over you Nocturne Though darkness lay It will give way When the dark night delivers the day |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 20:47 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ترانه Girl کاری است از Beatles از آلبوم Rubber Soul در سال 1965. جان لنون علاوه بر بنیانگذاری و محوریت در بیتلز، به خاطر عقاید و اظهار نظرهای خاص خودش و همین طور به خاطر قتل ناگهانیش در سال 1980، به یکی از اسطوره های قرن بیستم تبدیل شد. او علاوه بر همکاری با بیتلز کارهای مستقل زیادی هم داره که شاید معروفترین اونها ترانه "تصور کن" (Imagine) باشه. آهنگ Girl و صدای جان لنون واقعاً آرامش بخشه و متن زیبایی هم داره. توصیف دختری که جلوی دوستات ضایعت میکنه و هر بار که میخوای ترکش کنی با گریه و وعده های سر خرمن مانع میشه. اون هیچوقت نمی فهمه که مرد برای یک روز آسایش باید کمر خودش رو بشکنه و شاید بعد از مرگ مرد این رو بفهمه. این ترانه رو Chris De Burgh هم بازخوانی کرده. Is there anybody going to listen to my story, |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:14 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
Vangelis (که ظاهراً ونگلیس تلفظ میشه ولی در فارسی به ونجلیز معروف شده)، آهنگساز معاصر یونانی، بیشتر به خاطر آهنگهای زیبایی که به سبک موسیقی عصر نو (New Age) ساخته مشهور شده. او که در سال 1943 متولد شده، موسیقی رو به صورت اصولی یاد نگرفته و آهنگهاش رو هم به صورت حسی و نه بر مبنای نت ساخته. شما بارها و بارها ساخته های این آهنگساز رو در رادیو و تلویزیون ایران شنیدید. شاید معروفترین کار ونگلیس Conquest of Paradise باشه که موسیقی فیلمی از ریدلی اسکات (ساخته 1992) به همین نام هست. ونگلیس به خاطر ساخت موسیقی متن فیلم Chariots of Fire در سال 1981 برنده جایزه اسکار شد. موسیقی فیلم Blade Runner هم از دیگر ساخته های مشهور این آهنگساز هست. آهنگهای Spiral (آهنگ معروف برنامه گزارش هفتگی)، Pulstar، Alpha، Hymn، Dial Out و Monastery Of La Rabida همه از ساخته های ونگلیس هستند که قبلاً بارها اونها رو شنیدیم. نکته آخر ساخت آهنگ استثنایی و رویایی La Petite Fille de la Mer هست که هر روز قبل از اخبار از تلویزیون پخش میشه و به طور قطع موافقید که چقدر آرامش بخشه. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 20:8 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ترانه Until It Sleeps کاری از گروه آمریکایی متالیکا (Metallica) هست که در سال 1996 در آلبوم Load منتشر شد. متالیکا یکی از موفق ترین گروههای موسیقی سبک هوی متال (Heavy Metal) یا به طور خلاصه متال هست. اعضای این گروه که از سال 1983 تا به امروز فعال بوده شامل James Hetfield (آهنگساز، ترانه سرا، خواننده و نوازنده گیتار)، Lars Ulrich (آهنگساز، ترانه سرا، نوازنده درام)، Kirk Hammett (نوازنده اصلی گیتار) و Jason Newsted (نوازنده گیتار بیس) هستند. البته قبل از سال 1986 نوازنده گیتار بیس Cliff Burton بود و بعد از 2003 همRobert Trujillo . در مورد موسیقی متال باید گفت که این سبک در اواخر دهه 60 از موسیقی راک منشعب شد و ادامه ای بر سبک هارد راک (Hard Rock) بود که در مقابل پاپ راک(Pop Rock قرار می گیره. در حقیقت موسیقی متال از اون سبکهای موسیقی هست که حالت عامه پسند نداره. ضرباهنگ بسیار تند، تم سنگین گیتار بیس و درام و فریادگونه بودن خوانندگی، این نوع موسیقی رو مقداری گوش خراش و اعصاب خرد کن جلوه میده. اما باید بپذیریم که موسیقی متال معمولاً برای بیان اعتراض به کار رفته و این امر تا حدودی خصوصیات این سبک رو توجیه میکنه. شخصاً خیلی علاقه ای به سبک متال ندارم، چرا که فکر میکنم با یکی از اهداف موسیقی که ایجاد آرامش در انسان هست تا حدی در تناقضه. اصولاً تنها گروه موسیقی متال که بعضی از آهنگهاش رو دوست دارم همین گروه متالیکاست. البته شاید نود درصد کارهای همین گروه رو هم به همون دلایلی که گفتم نتونم گوش بدم (این لزوماْ به معنای انکار ارزش اونها نیست)، ولی واقعاً بعضی آهنگهاش به نظرم فوق العاده هست. البته این آهنگها اکثراً ملایم تره و شاید اصولاً خیلی نشه به اونها متال گفت. از جمله همین آهنگ Until It Sleeps که بیشتر در سبک راک آلترناتیو قرار میگیره تا متال. به هر حال شاید با دیدن قیافه ظاهری اعضای متالیکا به نظر نیاد، ولی اونها آهنگسازانی توانا، نوازندگانی چیره دست و مهم تر از اون شاید متفکرانی بزرگ باشند. ترانه Until It Sleeps، همونطوری که گفتم در سال 1996 منتشر شد و تا به امروز یکی از معروفترین و پر فروش ترین کارهای گروه بوده. این آهنگ یک بار دیگه در سال 1999 با همراهی ارکستر سمفونیک سن فرنسیسکو اجرا شد. دقت کنید که این آهنگ در مورد سرطان هست و وقتی به اون گوش میدید حتماً به شعر توجه کنید. در حقیقت همونطور که اشاره کردم موسیقی متال برای بیان اعتراض مناسبه و این خصوصیت به طور مشخص در این آهنگ جلوه میکنه. روایتی از درد لاعلاج سرطان که گرفتارت کرده و به هر سو فرار میکنی به دنبالت میاد. چقدر قشنگ این درد رو به ولگردی تشبیه کرده که یک بار به اون غذا دادی و حالا دیگه موندگار شده. دردی که در اعماق وجودت رخنه کرده، از اون متنفری، می خواهی به جنگش بری، خودت رو پاره پاره کنی و درونت رو شستشو بدی تا از بین بره. تلاشی که توام با ترسه و می دونی بی فایده هست، پس فریاد میزنی محکم منو بگیر تا درد ساکت بشه و به خواب بره، Until It Sleeps ...... Where do I take this pain of mine? I run but it stays right by my side So tear me open, pour me out There's things inside that scream and shout And the pain still hates me So hold me, until it sleeps Just like the curse, just like the stray You feed it once and now it stays Now it stays So tear me open but beware There's things inside without a care And the dirt still stains me So wash me until I'm clean It grips you, so hold me It stains you, so hold me It hates you, so hold me It holds you, so hold me... Until it sleeps So tell me why you've chosen me Don't want your grip, don't want your greed Don't want it I'll tear me open, make you gone No more can you hurt anyone And the fear still shakes me So hold me, until it sleeps It grips you, so hold me It stains you, so hold me It hates you, so hold me It holds you, holds you, holds you Until it sleeps I don't want it, want it, want it, want it, want it, no! So tear me open but beware There's things inside without a care And the dirt still stains me So wash me 'til I'm clean I'll tear me open, make you gone No longer will you hurt anyone And the hate still shakes me So hold me, until it sleeps Until it sleeps Until it sleeps Until it sleeps
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:12 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
در این جا بد نیست که یه کم هم در مورد موسیقی کلاسیک بنویسم. بیشتر از ده سال قبل، وقتی دبیرستان بودم، خریدار پر و پا قرص کاستهای موسیقی کلاسیک بودم و حالا ناراحتم که چرا اون حس رو تا حدی از دست دادم، هر چند هنوز هم به این موسیقی علاقه دارم و هر از گاهی به اون گوش میدم. به هر حال درسته که موسیقی راک و بقیه موسیقیهای معاصر متناسب با نیاز بشر مدرن ایجاد شدند، ولی هرگز جای موسیقی کلاسیک رو نخواهند گرفت. در نوشتن این موضوع در بعضی جاها از ویکی پدیا کمک گرفتم. در هر قسمت هم آهنگهایی که به نظرم جالب میومد رو انتخاب کردم و برای دانلود قرار دادم. البته نیاز به توضیح نداره که اکثر این فایلها فقط یه قسمت از اثر هست و هر یک از این آثار طولانی تر از اون چیزیه که در این جا قرار دادم. تقسیم بندی دوره های موسیقی کلاسیک تا حدی شبیه تقسیم بندی دوره های هنرهای دیگه در اروپاست ولی زمان این دوره ها برای هنرهای مختلف مقداری متفاوته. به هر حال موسیقی کلاسیک رو میشه به شش دوره تقسیم کرد. دوره اول دوره قرون وسطایی (به طور متوسط از قرن 6 تا 14) و دوره دوم یعنی رنسانس (قرن 15 و 16) آنچنان در موسیقی کلاسیک دارای اهمیت نیست (بر خلاف هنرهایی مثل نقاشی و معماری)، چرا که تحولات در زمینه سازها و همین طور ثبت آثار خیلی چشمگیر نیست. اما بعد از رنسانس، موسیقی کلاسیک همانند بقیه هنرها در اروپا به چهار دوره زمانی تقسیم میشه: 1- دوران باروک این دوره مابین سالهای 1600 تا 1760 میلادی واقع شده. باروک (Baroque) در لغت به معنی "مروارید نامنظم" هست. در حقیقت این موسیقی دارای تزِئینات بسیار زیاد هست و همین طور ساختار پلی فونیک داره یعنی از ترکیب همزمان چند ملودی تشکیل شده. نکته دیگه یکنواختی تم و ریتم در طول آهنگهاست که حس ثابتی رو در شنونده القا میکنه. بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم موسیقی امروز در این دوره به وجود اومده. اپرا یا همون موسیقی نمایشی که در اواخر رنسانس ابداع شد، در این دوره اهمیت زیادی پیدا کرد. علاوه بر سازهای بادی و زهی معمول اون زمان، ارگ نقش مهمی در آهنگها ایفا میکنه. مشهورترین آهنگساز دوران باروک، موسیقیدان بزرگ آلمانی یوهان سباستین باخ هست که به خاطر تاثیر زیادش بر آهنگسازان نسلهای بعد، گاهی به عنوان بزرگترین موسیقیدان کل تاریخ ازش یاد میشه. آهنگسازان ایتالیایی ویوالدی، آلبینونی و مونتوردی و همین طور دیگر آهنگساز آلمانی یعنی هندل از چهره های مشهور دوره باروک هستند. آداجیو (آلبینونی) ایر (باخ) تمهایی از باروک (باخ) تابستان (ویوالدی) زمستان (ویوالدی) 2- دوران کلاسیک این دوره مابین سالهای 1730 تا 1820 میلادی واقع شده. در حقیقت موسیقی مثل بقیه هنرها از پیچیدگی به سمت سادگی حرکت کرد. تزِئینات دوره باروک از بین رفت و ساختار موسیقی بیشتر به شکل هوموفونیک (دارای یک ملودی غالب) در اومد. کارهای دوره کلاسیک دارای تغییرات زیاد در تم و ریتم در طول آهنگ هست و معمولاً حسهای مختلفی رو در شنونده القا میکنه. پیانو که در اواخر دوران باروک اختراع شد، نقش بسیار مهمی در آثار این دوره داره. از نکات دیگه میشه یه پیدایش سمفونی در این دوره اشاره کرد. چهره های بزرگ این دوره شامل آهنگسازان اتریشی هایدن و موتسارت و آهنگساز آلمانی یعنی بتهوون هست. شاید موتسارت و بتهوون به همراه باخ سه چهره برتر کل تاریخ موسیقی کلاسیک باشند. سمفونی شماره 40 (موتسارت) روندوی ترکی (موتسارت) سرناتا (هایدن) 3- دوران رمانتیک دوره رمانتیک بین سالهای 1815 تا 1910 میلادی واقع شده. کارهای این دوره بیشتر تحت تاثیر احساسات عاشقانه و خیال پردازیهای شاعرانه آهنگسازان ساخته شده. موسیقی از نظر ساختار شبیه به کارهای دوره کلاسیک هست ولی بیشتر به تم و ملودی توجه شده و هارمونی متنوع تر هست. الهام ادبی بیشتر در موسیقی به چشم میخوره و از سرود یا ترانه بیشتر استفاده میشه. تعداد آهنگسازان بزرگ این دوره خیلی بیشتر از بقیه دوره هاست. شوبرت، شوپن، شومان، برامس، یوهان اشتراوس، پاگانینی، روسینی، چایکوفسکی، بیزه، وردی، وگنر، لیست، مندلسون، البنیز، دورژاک، افن باخ، سن سان، گریگ، الگار، دبوسی، موسرگسکی، ریمسکی کورساکف و مالر از موسیقیدانان مشهور این دوره هستند. ضمناً کارهای آخر بتهوون (مثل سمفونی معروف شماره 9) هم حال و هوای رمانتیک دارند. دریاچه قو (چایکوفسکی) نکتورن شماره 2 (شوپن) سمفونی شماره 3 (برامس) رقص شماره 5 مجار (برامس) آرایشگر شهر سویل (روسینی) سمفونی دنیای نو (دورژاک) دانوب آبی (اشتراوس) ارفه در دوزخ (افن باخ) پرواز زنبور عسل (ریمسکی کورساکف) 4- دوران کلاسیک مدرن موسیقی این دوره که مختص قرن بیستم هست با ادامه آثار رمانتیک شروع شد و تحت تاثیر مدرنیسم قرن بیستم قرار گرفت. شرح این تاثیرات که به شکل های بسیار مختلف در موسیقی کلاسیک ( و بقیه هنرها) وارد شدند در این مقال نمی گنجه. شاید فقط بشه گفت که به طور کلی ناموزونی (dissonance) کم کم جای هم آهنگی (consonance) رو گرفت (البته شاید ترجمه فارسی این دو کلمه خیلی معنی رو خوب منتقل نکنه). سرگی راخمانینف، دیمیتری شوستاکوویچ، ایگور استراوینسکی، کارل ارف، ریچارد اشتراوس، جرج گرشوین و آرنولد شونبرگ از آهنگسازان مطرح این دوره هستند. باید گفت که این دوره رو میشه دوره زوال تدریجی موسیقی کلاسیک و جایگزینی اون با انواع موسیقی مدرن نامگذاری کرد. سوییت برای ارکستر (شوستاکوویچ) کارمینا (کارل ارف) یک آمریکایی در پاریس (گرشوین)
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 23:18 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ترانه "من کلانتر رو کشتم" یا همون I Shot the Sheriff کاری از باب مارلی (Bob Marley) خواننده و آهنگساز جامائیکایی (1945-1981) هست که در سال 1973 منتشر شد. اریک کلپتون (Eric Clapton) خواننده، آهنگساز و گیتاریست مشهور انگلیسی، یک سال بعد یعنی در سال 1974 این ترانه رو دوباره اجرا کرد که مورد استقبال شدید واقع شد. این اجرا در صدر جدول فروش آمریکا قرار گرفت و در ضمن باعث شهرت باب مارلی هم شد. اریک کلپتون (متولد 1945)، از چهره های تاثیر گذار موسیقی راک به شمار میره و در ضمن، مکرراً به عنوان یکی از بهترین نوازندگان گیتار کل تاریخ معرفی شده. فکر میکنم اکثر شما آهنگ زیبای سریال لبه تاریکی (Edge of Darkness) که توسط شبکه BBC در سال 1985 ساخته و چند بار هم از تلویزیون ایران پخش شده رو شنیده باشید. این آهنگ (از اینجا دانلود کنید)، از ساخته های معروف اریک کلپتون (با همکاری مایکل کیمن) به حساب میاد. اما ترانه من کلانتر رو کشتم، در مورد فردی هست که کلانتر باهاش خصومت شخصی داره و مرتب آزارش میده. این شخص در دفاع از خودش مجبور میشه کلانتر رو بکشه ولی به جرم کشتن مامور قانون محکوم میشه. این شخص امید داره که روزی حقیقت مشخص و بی گناهیش ثابت بشه. شعر در مورد بی عدالتی حکومتهاست و شاید هم در مورد تبعیض نژادی، چرا که خود باب مارلی یک دورگه بود. مارلی زمانی گفته بود که دلش می خواسته به جای کلانتر از واژه پلیس استفاده کنه ولی این احتمالاً باعث اعتراض حکومت میشده. به هر حال شعر و آهنگ هر دو فوق العاده هستند و البته به نظر میرسه اجرای اریک کلپتون خیلی بهتر باشه. توصیه میکنم شنیدن این آهنگ رو از دست ندید: I shot the sheriff, but I did not shoot the deputy I shot the sheriff, but I did not shoot the deputy All around in my home town, they’re trying to track me down They say they want to bring me in guilty For the killing of a deputy, for the life of a deputy But I say, I shot the sheriff, but I swear it was in self-defense I shot the sheriff, and they say it is a capital offense Sheriff John Brown always hated me, for what, I don't know Every time that I plant a seed, he said, "Kill it before it grows" He said, "Kill it before it grows" I say, I shot the sheriff, but I swear it was in self defense I shot the sheriff, but I swear it was in self defense Freedom came my way one day, and I started out of town All of a sudden I see Sheriff John Brown, aiming to shoot me down So I shot, I shot him down I say, I shot the sheriff, but I did not shoot the deputy I shot the sheriff, but I did not shoot the deputy Reflexes got the better of me, and what is to be must be Every day the bucket goes to the well, but one day the bottom will drop out Yes, one day the bottom will drop out But I say, I shot the sheriff, but I did not shoot the deputy oh no.... I shot the sheriff, but I did not shoot no deputy |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 22:6 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ترانه Beyond the Invisible کاری از Enigma است که در سال 1996 منتشر شد. Enigmaاصولاً به عنوان گروه موسیقی (Band) شناخته نمی شه، بلکه بیشتر به عنوان پروژه موسیقی مطرح هست، چرا که موسس، تهیه کننده، آهنگساز، ترانه سرا و خواننده اصلی اون یک نفر یعنی MichaelCretu رومانیایی هست، شخصی که خالق پروژه های موسیقی دیگه ای هم بوده. البته اشخاص دیگه ای هم با
اون در این پروژه همکاری داشتند. موسیقی Enigma بیشتر در ژانر New Age قرار میگیره، هر چند که به قول سایت ویکی پدیا، Enigma خودش پایه گذار نوعی از موسیقی هست که میشه اونو
Enigmatic نامگذاری کرد. استفاده منحصر به فرد از موسیقی الکترونیک و وجود نجواهای خاصی که به زبان لاتین یا زبانهای دیگه در آهنگها شنیده میشه، در
کنار مفهوم خاص ترانه ها، کارهای Enigma رو از بقیه متمایز میکنه و یه ظاهر متافیزیک به
اونها میده، به طوری که در حین شنیدن آهنگها، انگار شنونده از عالم مادی جدا میشه. Enigmaدر سال 1990 اولین آلبوم خودش را روانه بازار
کرد. در این آلبوم، ترانه "Sadness" که به احتمال زیاد قبلاً اون رو شنیدید، هفته ها در صدر جدول فروش اروپا قرار گرفت و تا به امروز هم معروفترین کار اونها محسوب
میشه. همون طوری که گفتم، ترانهBeyond the
Invisible در
سال 1996 منتشر شد و هر چند به اندازه Sadness معروف نشد، ولی در زیبایی چیزی از اون کم نداره. این توضیح رو هم بدم که در این آهنگ، زبان اون نجواهای ویژه ای که گفتم لتونیایی هست (Latvian) که البته دقیقاً نمی دونم چرا از این زبان استفاده شده: |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:50 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی دو سال قبل از یکی از دوستام آهنگی شنیدم که فکر می کنم اسمش گل ارکیده بود و یه خواننده ایرانی اگه اشتباه نکنم برای کودکان سرطانی خونده بود. من همون موقع متوجه شدم که آهنگ ایرانی نیست، برای همین تو اینترنت دنبال اصلش گشتم و اون رو پیدا کردم.
خلاصه مطلب اینکه اسم آهنگ اصلی "Tango to Evora" است و ساخته آهنگساز و خواننده کانادایی "لورینا مک کنیت" (Loreena McKennitt) که در سال 1991 ساخته شده و به صورت موسیقی بدون کلام (Instrumental) هست. اما در سال 1996 خواننده یونانی "هریس الکسیو" (Haris Alexiou) شعری گفت و اون رو روی آهنگ مک کنیت اجرا کرد که به اسم "To Tango Tis Nefelis" (Nefeli's Tango) منتشر شد. این ترانه در اروپا فروش زیادی کرد و باعث شهرت بیشتر آهنگ مک کنیت شد. فکر می کنم شما هم تصدیق می کنید که آهنگ فوق العاده هست؛ یه پس زمینه ملایم گیتار و نوای زیبای ویولن به اضافه صدای گیرای خواننده که نمی دونم چرا این قدر آدم رو تحت تاثیر قرار میده: To chryso koureli, pou sta mallia tis forage i Nefeli ترجمه انگلیسی: The golden ribbons, in Nefeli's hair she wore,
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 18:33 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ترانه Logical Song شاید معروفترین اثر گروه انگلیسی Supertramp باشه که در سال 1979 در آلبوم صبحانه در آمریکا منتشر شد. Supertramp یکی از گروههایی هست که کارهاش بیشتر در ژانر راک پیشرو یا راک هنری قرار می گیره، ژانری که پارامترهایی از موسیقی کلاسیک و جاز رو به موسیقی راک اضافه می کنه، هر چند که رفته رفته کارهای این گروه به سمت موسیقی پاپ گرایش پیدا کرد. به طور مختصر بگم که این گروه که اکثر اعضاش انگلیسی هستند در سال 1969 با سرمایه گذاری یک میلیونر هلندی شکل گرفت و تا سال 1988 فعال بود، گرچه در سال 1982 با رفتن خواننده و یکی از اعضای اصلی گروه یعنی راجر هاجسن (Roger Hodgson) دچار افول شد. در مورد Logical Song باید گفت که علاوه بر موسیقی فوق العاده دلنشینی که داره، از نظر متن شعری هم خیلی قوی هست. شعر ابتدا دوران کودکی رو مجسم می کنه، دورانی که کودک فارغ از همه چیز و بدون احساس مسوولیت، به طور آرمانی به دنیا نگاه می کنه و همه چیز به نظرش فوق العاده میاد، یعنی فقط به زیبایی های زندگی توجه می کنه. ولی وقتی وارد اجتماع می شه، اون طرف قضیه یعنی سختی ها و تیرگی های زندگی رو هم مشاهده می کنه. در این شرایط هست که کم کم احساس مسوولیت می کنه، یاد می گیره که منطقی و عقلانی فکر کنه و نسبت به همه چیز بدگمان باشه. در حقیقت با گذشت عمر، آرمان گرایی، معصومیت و خلاقیت انسان کم کم از بین می ره و بشر تبدیل به یه ماشین میشه. در چنین شرایطی انسان باید دائماً فکر کنه که چی می خواد بگه، وگرنه ممکنه برچسب تندروی، آزادیخواهی، تعصب، تبهکاری یا هر چیز دیگه ای به اون بزنند. آدم وارد اجتماع می شه که به عنوان یه فرد قابل احترام شناخته بشه ولی در حقیقت اعتبار واقعیش به اندازه یه دسته سبزی بیشتر نیست! (به کار بردن واژه vegetable که هم قافیه چند کلمه دیگه ولی در معنی کاملاً متفاوته شاید جزو زیباترین قسمتهای شعر باشه). و شبهاست که انسان در تنهایی خودش احساس پوچی می کنه، از این که واقعاً نمی دونه چی از این دنیا یاد گرفته و از اینکه اصلاً خودش رو نتونسته بشناسه: When I was young, it seemed that life was so wonderful,
a miracle, oh it was beautiful, magical. And all the birds in the trees, well they'd be singing so happily, joyfully, playfully watching me. But then they send me away to teach me how to be sensible, logical, responsible, practical. And they showed me a world where I could be so dependable, clinical, intellectual, cynical. There are times when all the world's asleep, the questions run too deep for such a simple man. Won't you please, please tell me what we've learned I know it sounds absurd but please tell me who I am. Now watch what you say or they'll be calling you a radical, liberal, fanatical, criminal. Won't you sign up your name, we'd like to feel you're acceptable, respectable, presentable, a vegetable! At night when all the world's asleep, .....
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 22:18 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ترانه Yesterday کاری جاودانه از گروه انگلیسی بیتلز (Beatles) هست که در سال 1965 در آلبوم Help اونها منتشر شد. در مورد بیتلز فکر می کنم زیاد لازم نباشه بنویسم چرا که بدون شک این گروه و اعضاش به یکی از نمادهای قرن بیستم تبدیل شدند. جالبه بدونید که اسم این آهنگ به عنوان آهنگی که بیشترین بار توسط افراد یا گروههای دیگه اجرا شده در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسیده، به طوری که تا به امروز بیش از سه هزار"Cover Version" از اون منتشر شده. (در بین خواننده های ایرانی هم احتمالاً می دونید که فرهاد این آهنگ رو اجرا کرده). تنها آهنگ دیگه ای که تو این زمینه می تونه تا حدی با Yesterday برابری کنه، آهنگ Summertime اثر آهنگساز کلاسیک مدرن آمریکایی جرج گرشوین هست. به هر حال از نظر خیلی ها، Yesterday بهترین آهنگ تاریخ موسیقی راک و حتی بهترین ترانه قرن بیستم معرفی شده. در مورد آهنگ باید بگم که اگرچه به اسم گروه بیتلز هست ولی عملاً فقط کار یکی از چهار عضو گروه یعنی پل مک کارتنی (Paul McCartney) هست. نقل می کنند که مک کارتنی یه شب از خواب پرید و سریع پشت پیانو نشست و ملودی آهنگ رو که در خواب شنیده بود اجرا و روی نوار ضبط کرد. اون تا یه مدتی فکر می کرد که ممکنه آهنگ رو از جای دیگه ای شنیده باشه، برای همین به هر کی می رسید آهنگ رو براش اجرا می کرد و ازش می پرسید که آیا قبلاً این رو شنیده یا نه، تا این که مطمئن شد که آهنگ دزدی نیست! بعد از اون، شعر رو براش سرود و روی اون قرار داد. مک کارتنی خیلی تلاش کرد تا موفق شد که بقیه اعضا رو متقاعد کنه که این آهنگ رو در آلبومشون قرار بدند، چرا که با بقیه کارهای بیتلز خیلی فرق داشت. با این که آهنگساز فقط مک کارتنی بود، ولی مثل بقیه آهنگهای بیتلز به اسم لنون- مک کارتنی منتشر شد. بعد از انتشار، آهنگ مثل بمبی صدا کرد و بر خلاف بقیه آهنگهای گروه که بیشتر مخاطباش جوونها بودند، مورد علاقه همه گروههای سنی قرار گرفت. شما در آهنگ فقط صدای گیتار اکوستیک پل مک کارتنی رو می شنوید که خودش هم شعر رو می خونه. بقیه اعضای گروه هیچ نقشی در اجرا ندارند و صدای گیتار باس و درام هم شنیده نمی شه. فقط یه کوارتت ساز های زهی (دو تا ویولن، یه آلتو و یه ویولن سل) گیتار مک کارتنی رو همراهی می کنند که از این نظر آهنگ یه مقداری شبیه موسیقی کلاسیک شده. مثل اکثر ترانه های اون دوره، زمان آهنگ بیشتر از دو دقیقه نیست. در مورد شعر هم باید بگم که یادی از روزهای خوش گذشته هست بعد از یه جدایی. با شنیدن آهنگ، گویی آدم برای دو دقیقه به یه عالم دیگه می ره: Yesterday, all my troubles seemed so far away, Now it looks as though they’re here to stay, Suddenly, I’m not half the man I used to be, Yesterday, Love was such an easy game to play, |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 10:50 توسط محمد
|
|
||